سخنی از معلم عشق و اخلاق

سخنی از معلم عشق و اخلاق

در صحنه دیگری که آن را ( توالد بدون عشق نامیده ام) آنرا نمایش بزگ قرن نامیده ام ، که در آن نوزادی بیگناهی وجود دارد که ملعبه علم و ابزار و خودخواهی بازیگرانی است که میکوشند بنام آزادی، و حکومت قراردادی بنام سند ازواج بر بنیان نهاد خانواده خط بطلان  کشند ، در این دعوا زنی هم قربانی سرمایه ای شده است که بر مبنای قرارداد و بر پایه دستمزدی که گرفته !!!!!باید پر از عشق طبیعی به نوزادیکه در شکم پروده است بگذرد، همانند مستاجری که خانه ای ندارد ، ولی دل و جسم خویش را باید از نوزاد برکند و آن کالای زنده را به سفارش دهنده اش بسپارد،نقد این دعوی و رای که دادگاه بدان حکم نموده ، در واقع ادعا نامه انسانیت ، بر ضد خود باختگی ، غیر اخلاقی و آزادی قانونی آلوده به هوس است .
خوشبخت آنانی هستند که با نیروی خرد و تجربه از آنچ دارند برای استوار ماندن استفاده میکند،و در عین حال از صراط مستقیم استفاده میکنند تا از کاروان تمدن عقب نمانند. 
توجیه و نقد رویه قضایی ، کاتوزیان، ناصر، چاپ ٤، بهار ١٣٩٢ صفحه ٧